انقلاب * Inquilaab
آمارنات ( آمیتاب باچان ) یک جوان تحصیل کرده که به علت نبود کار مجبور به دستفروشی جلوی سینما می شود که طی یک اتفاق با مردی به نام شانگر نارایان رئیس اسبق حزب مخالف هندوستان آشنا شده و شانگر او را به اداره پلیس معرفی کرده، غافل از اینکه شانگر خود یکی از تبهکاران سیاسی می باشد.
از طرفی به دلیل نزدیکی انتخابات سروزیری، شانگر تمام تلاش خود را می نماید که در نزد مردم محبوبیت کسب نماید و سروزیر قبلی را از درجه اعتبار ساقط نماید.
آمارنات به دختری به نام آشا که پدرش ( سیتارام ) یکی از دوستان شانگر است علاقه مند می شود ولی پدر آشا با این ازدواج مخالف است ولی شانگر با بیان نقشه شومی که در سر دارد سیارام را راضی می نماید ...