
به امید دیدار * Phir Milenge
تمنا ساهنی دختری که در کودکی پدر و مادرش را از دست داده ، با تانیا ، خواهر کوچکتر خود زندگی می کند . تمنا به عنوان طراح در یک شرکت مشغول به فعالیت بوده و در کار خود بسیار موفق است . قابلیت و توانایی تمنا شرکت را توسعه داده و این تلاش از دید رئیس شرکت ، آقای سوبرا مانیا پوشیده نیست . تمنا روز تولد استادش به دیدن وی می رود و در آنجا همکلاسی های قدیمی از جمله روهیت که اکنون در آمریکا به سر می برد را ملاقات می کند . تمنا و روهیت از دوران تحصیل به هم علاقمند بوده اند و در این دیدار روهیت به وی پیشنهاد ازدواج می دهد و تمنا نیز می پذیرد . پس از بازگشت موقت روهیت به آمریکا تانیا تصادف می کند و تمنا باید خون اهدا کند . خون وی آزمایش شده و تایید می شود که حامل ویروس ایدز می باشد ...
|