خداحافظ آقای کول
کول پس از سالها از زندان بیرون می آید و به سرا دوست قدیمی اش که صاحب یک کافه است می رود کول که در گذشته ماراجویی های بسیاری داشته ، اکنون با توجه به نقص جسمی اش می خواهد زندگی آرام و سالمی را در پیش بگیرد ، تا اینکه یک روز پسری هفت ساله پا به کافه می گذارد و خود را فرزند او معرفی می کند و...