
ورتا * Veertaa
پسر بچه ای به نام مونا تنها وارث یک خانواده اشرافی است که داماد این خانواده است که داماد این خانواده چشم به ثروت پدر زن خود دارد . مونا هنگام بازی در جنگل ربوده شده و در رودخانه انداخته می شود اما توسط کودکی به نام مانگال نجات یافته و در خانه او ساکن می شود . مونا پس از سالیان دراز و پس از اتمام تحصیلاتش به وطن باز می گردد در حالیکه پدرش توسط داماد خیانتکار خانواده کشته شده و خواهرش نیز زندانی است ....
|