
نیروی جوانی * Hot fuzz
نیکلاس افسر اداره پلیس لندن که در کارش بسیار موفق است او تمام مراحل راه موفقیت انجام داده و تمامی ماوریت ها را با موفقیت پشت سر گذاشته است اما همکاران و رییس کلانتری که او در آنجا کار کرده است به او حسادت می کنند و او را به یک دهکده دور افتاده انتقال می دهند تمام ماجرا در این دهکده اتفاق می افتد. در این دهکده هیچ خلافی انجام نمی شود ولی تعدادی از افراد بی دلیل کشته می شوند نیکلاس انجل سعی می کند که راز این جنایت ها را آشکار کند ولی ماموران کلانتری و رییس کلانتری دهکده که راز هین جنایت را آشکار کند ولی ماموران کلانتری دهکده با او مخافت می کنند و اجازه نمی دهند که او این کار را انجام دهد انجل متوجه می شود که تمام جنایت ها را خود اهالی دهکده همه با هم انجام داده اند آنها افرادی را که باعث می شده آرامش دهکده بهم بخورد خواسته های آنها عمل می کردند را از بین می بردند. در انتها انجل موفق می شود که عوامل اصلی این جنایت ها را کشف مند او متوجه می شود که اعضای شهر داری این دهکده به اتفاق تصمیم می گرفتند که چه کسانی مخل آسایش دهکده هستند.
|